沙姆斯集› 嘎扎勒 143› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۴۳
- سو به سو گشتم که تا طفلِ دلم خامش شود طفل خسپد چون بجنباند کسی گهواره را
G143:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را·گفتمش خدمت رسان از من تو آن مهپاره را
- 2 سجده کردم گفتم این سجده بدان خورشید بر·کاو به تابش زر کند مر سنگهای خاره را
- 3 سینهی خود باز کردم زخمها بنمودمش·گفتمش از من خبر ده دلبرِ خونخواره را
- 4 سو به سو گشتم که تا طفلِ دلم خامش شود·طفل خسپد چون بجنباند کسی گهواره را
- 5 طفلِ دل را شیر ده ما را ز گردش وارهان·ای تو چاره کرده هر دم صد چو من بیچاره را
- 6 شهرِ وصلت بوده است آخر ز اول جای دل·چند داری در غریبی این دلِ آواره را ؟
- 7 من خمش کردم ولیکن از پی دفعِ خمار·ساقیِ عشّاق گردان نرگس خماره را
ganjoor: sh143 · public domain