沙姆斯集 嘎扎勒 1452 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۴۵۲

  1. آن ساقی بایستم چون دید که سرمستم بگرفت سر دستم بوسید رخ زردم

G1452:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردم·برگشت سر از مستی تخلیط و خطا کردم
  2. 2 آن ساقی بایستم چون دید که سرمستم·بگرفت سر دستم بوسید رخ زردم
  3. 3 گفتم که تو سلطانی جانی و دو صد جانی·تو خود نمکستانی شوری دگر آوردم
  4. 4 از جام می خالص پرعربده شد مجلس·از عربده کی ترسم من عربده پروردم
  5. 5 بی‌او نکنم عشرت گر تشنه و مخمورم·جفت نظرش باشم گر جفتم وگر فردم
  6. 6 من شاخ ترم اما بی‌باد کجا رقصم·من سایه آن سروم بی‌سرو کجا گردم
  7. 7 نور دل ابر آمد آن ماه اگر ابرم·شاه همه مردان است آن شاه اگر مردم
  8. 8 می رفت شه شیرین گفتم نفسی بنشین·ای مستی هر جزوم ای داروی هر دردم
  9. 9 خورشید حمل که بود؟ ای گرمی تو بی‌حد·ای محو شده در تو هم گرمم و هم سردم
  10. 10 در کاس تو افتادم کز باده تو شادم·در طاس تو افتادم چون مهره آن نردم
  11. 11 ساکن شوم از گفتن گر اوم نشوراند·زیرا که سوار است او من در قدمش گردم

ganjoor: sh1452 · public domain