沙姆斯集 · G1488 · 4 联
غزل شمارهٔ ۱۴۸۸
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G1488:1 ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانممن مرد غریبم نه از این شهر جهانم
- G1488:2 گر دم نزنم تا حسد خلق نجنبددانم که نگویم نتوانم که ندانم
- G1488:3 آن کل کلهی یافت و کل خویش نهان کردبا بنده به خشم است که دانای نهانم
- G1488:4 گر صلح کند داروی کلیش بسازیماز ننگ کلی و کلهش بازرهانم
ganjoor: sh1488 · public domain