沙姆斯集 嘎扎勒 1502 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۵۰۲

  1. ز شادی نقش خود جان می دراند که من نقش خودش میعاد کردم

G1502:5

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ز زندان خلق را آزاد کردم·روان عاشقان را شاد کردم
  2. 2 دهان اژدها را بردریدم·طریق عشق را آباد کردم
  3. 3 ز آبی من جهانی برتنیدم·پس آنگه آب را پرباد کردم
  4. 4 ببستم نقش‌ها بر آب کان را·نه بر عاج و نه بر شمشاد کردم
  5. 5 ز شادی نقش خود جان می دراند·که من نقش خودش میعاد کردم
  6. 6 ز چاهی یوسفان را برکشیدم·که از یعقوب ایشان یاد کردم
  7. 7 چو خسرو زلف شیرینان گرفتم·اگر قصد یکی فرهاد کردم
  8. 8 زهی باغی که من ترتیب کردم·زهی شهری که من بنیاد کردم
  9. 9 جهان داند که تا من شاه اویم·بدادم داد ملک و داد کردم
  10. 10 جهان داند که بیرون از جهانم·تصور بهر استشهاد کردم
  11. 11 چه استادان که من شهمات کردم·چه شاگردان که من استاد کردم
  12. 12 بسا شیران که غریدند بر ما·چو روبه عاجز و منقاد کردم
  13. 13 خمش کن آنک او از صلب عشق است·بسستش اینک من ارشاد کردم
  14. 14 ولیک آن را که طوفان بلا برد·فروشد گرچه من فریاد کردم
  15. 15 مگر از قعر طوفانش برآرم·چنانک نیست را ایجاد کردم
  16. 16 برآمد شمس تبریزی بزد تیغ·زبان از تیغ او پولاد کردم

ganjoor: sh1502 · public domain