沙姆斯集 嘎扎勒 1546 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۵۴۶

  1. این بام فلک که مجمع جان‌هاست ز آن خوشتر بد که من گمان بردم

G1546:7

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 رفتم تصدیع از جهان بردم·بیرون شدم از زحیر و جان بردم
  2. 2 کردم بدرود همنشینان را·جان را به جهان بی‌نشان بردم
  3. 3 زین خانه شش دری برون رفتم·خوش رخت به سوی لامکان بردم
  4. 4 چون میر شکار غیب را دیدم·چون تیر پریدم و کمان بردم
  5. 5 چوگان اجل چو سوی من آمد·من گوی سعادت از میان بردم
  6. 6 از روزن من مهی عجب درتافت·رفتم سوی بام و نردبان بردم
  7. 7 این بام فلک که مجمع جان‌هاست·ز آن خوشتر بد که من گمان بردم
  8. 8 شاخ گل من چو گشت پژمرده·بازش سوی باغ و گلستان بردم
  9. 9 چون مشتریی نبود نقدم را·زودش سوی اصل اصل کان بردم
  10. 10 زین قلب زنان قراضه جان را·هم جانب زرگر ارمغان بردم
  11. 11 در غیب جهان بی‌کران دیدم·آلاجق خود بدان کران بردم
  12. 12 بر من مگری که زین سفر شادم·چون راه به خطه جنان بردم
  13. 13 این نکته نویس بر سر گورم·که سر ز بلا و امتحان بردم
  14. 14 خوش خسپ تنا در این زمین که من·پیغام تو سوی آسمان بردم
  15. 15 بربند زنخ که من فغان‌ها را·سرجمله به خالق فغان بردم
  16. 16 زین بیش مگو غم دل ایرا من·دل را به جناب غیب دان بردم

ganjoor: sh1546 · public domain