沙姆斯集 嘎扎勒 1552 诗联 12 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۵۵۲

  1. هر سو نگری زمان نبینی پس لاف زنی که لامکانیم

G1552:12

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ما آفت جان عاشقانیم·نی خانه نشین و خانه بانیم
  2. 2 اندر دل تو اگر خیال است·می پنداری که ما ندانیم
  3. 3 اسرار خیال‌ها نه ماییم·هر سودا را نه ما پزانیم
  4. 4 دل‌ها بر ما کبوترانند·هر لحظه به جانبی پرانیم
  5. 5 تن گفت به جان از این نشان کو·جان گفت که سر به سر نشانیم
  6. 6 آخر تو به گفت خویش بنگر·کاندر دهن تو می نشانیم
  7. 7 هر دم بغل تو را گرفته·در راحت و رنج می کشانیم
  8. 8 تا آتش و آب و بادطبعی·ما باده خاکیت چشانیم
  9. 9 وان گاه دهان تو بشوییم·آن جا برسی که ما نهانیم
  10. 10 چون رخت تو در نهان کشیدیم·آنگه بینی که ما چه سانیم
  11. 11 چون نقش تو از زمین ببردیم·دانی که عجایب زمانیم
  12. 12 هر سو نگری زمان نبینی·پس لاف زنی که لامکانیم
  13. 13 همرنگ دلت شود تن تو·در رقص آیی که جمله جانیم
  14. 14 لب بر لب ما نهی تو بی‌لب·اقرار کنی که همزبانیم
  15. 15 ای شمس الدین و شاه تبریز·از بندگیت شهنشهانیم

ganjoor: sh1552 · public domain