沙姆斯集 嘎扎勒 1598 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۵۹۸

  1. این کنیم و صد چنین و منتش بر جان ماست جان و دل خدمت دهیم و خدمت سلطان کنیم

G1598:6

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم·دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم
  2. 2 گر ز داغ هجر او دردی است در دل‌های ما·ز آفتاب روی او آن درد را درمان کنیم
  3. 3 چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خویش·پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم
  4. 4 آن سر زلفش که بازی می کند از باد عشق·میل دارد تا که ما دل را در او پیچان کنیم
  5. 5 او به آزار دل ما هر چه خواهد آن کند·ما به فرمان دل او هر چه گوید آن کنیم
  6. 6 این کنیم و صد چنین و منتش بر جان ماست·جان و دل خدمت دهیم و خدمت سلطان کنیم
  7. 7 آفتاب رحمتش در خاک ما درتافته‌ست·ذره‌های خاک خود را پیش او رقصان کنیم
  8. 8 ذره‌های تیره را در نور او روشن کنیم·چشم‌های خیره را در روی او تابان کنیم
  9. 9 چوب خشک جسم ما را کو به مانند عصاست·در کف موسی عشقش معجز ثعبان کنیم
  10. 10 گر عجب‌های جهان حیران شود در ما رواست·کاین چنین فرعون را ما موسی عمران کنیم
  11. 11 نیمه‌ای گفتیم و باقی نیم کاران بو برند·یا برای روز پنهان نیمه را پنهان کنیم

ganjoor: sh1598 · public domain