沙姆斯集› 嘎扎勒 1604› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۶۰۴
- تو بدان شیشه پرستی که ز شیشه است شرابت می من نیست ز شیره ز چه رو شیشه پرستم
G1604:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم·بده ای حاتم عالم قدح زفت به دستم
- 2 ز من ای ساقی مردان نفسی روی مگردان·دل من مشکن اگر نه قدح و شیشه شکستم
- 3 قدحی بود به دستم بفکندم بشکستم·کف صد پای برهنه من از آن شیشه بخستم
- 4 تو بدان شیشه پرستی که ز شیشه است شرابت·می من نیست ز شیره ز چه رو شیشه پرستم
- 5 بکش ای دل می جانی و بخسب ایمن و فارغ·که سر غصه بریدم ز غم و غصه برستم
- 6 دل من رفت به بالا تن من رفت به پستی·من بیچاره کجایم نه به بالا نه به پستم
- 7 چه خوش آویخته سیبم که ز سنگت نشکیبم·ز بلی چون بشکیبم من اگر مست الستم
- 8 تو ز من پرس که این عشق چه گنج است و چه دارد·تو مرا نیز از او پرس که گوید چه کسستم
- 9 به لب جوی چه گردی بجه از جوی چو مردی·بجه از جوی و مرا جو که من از جوی بجستم
- 10 فلئن قمت اقمنا و لئن رحت رحلنا·چو بخوردی تو بخوردم چو نشستی تو نشستم
- 11 منم آن مست دهلزن که شدم مست به میدان·دهل خویش چو پرچم به سر نیزه ببستم
- 12 چه خوش و بیخود شاهی هله خاموش چو ماهی·چو ز هستی برهیدم چه کشی باز به هستم
ganjoor: sh1604 · public domain