沙姆斯集 嘎扎勒 1636 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G1636 · 7 联

غزل شمارهٔ ۱۶۳۶

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G1636:1 از بت باخبر من خبری می رسدموز لب چون شکر او شکری می رسدم
  2. G1636:2 شکر اندر شکر اندر شکر استشکری در دهن است و دگری می رسدم
  3. G1636:3 هر دم از گلشن او طرفه گلی می سکلمهر زمان تازه گل از شاخ تری می رسدم
  4. G1636:4 خیره از عشق ویم کز هوسش هر نفسیعاشق سوخته خیره سری می رسدم
  5. G1636:5 آن یکی زرد شده کآتش او می کشدموین دگر هست که از وی نظری می رسدم
  6. G1636:6 وان دگر بر در آن خانه او بنشستهکه در ار باز نشد بانگ دری می رسدم
  7. G1636:7 وان یکی بر سر آن خاک سرک بنهادهکه ز خاکش صفت جانوری می رسدم

ganjoor: sh1636 · public domain