沙姆斯集 嘎扎勒 1644 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۶۴۴

  1. جز از آن روی چو ماهت که مهش جویان است دگر از بهر که سرگشته چو گردون باشیم

G1644:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیم·جز ز زنجیر دو زلفت ز کی مجنون باشیم
  2. 2 جز از آن روی چو ماهت که مهش جویان است·دگر از بهر که سرگشته چو گردون باشیم
  3. 3 نار خندان تو ما را صنما گریان کرد·تا چو نار از غم تو با دل پرخون باشیم
  4. 4 چشم مست تو قدح بر سر ما می ریزد·ما چه موقوف شراب و می و افیون باشیم
  5. 5 گلفشان رخ تو خرمن گل می بخشد·ما چه موقوف بهار و گل گلگون باشیم
  6. 6 همچو موسی ز درخت تو حریف نوریم·ما چرا عاشق برگ و زر قارون باشیم
  7. 7 هر زمان عشق درآید که حریفان چونید·ما ز چون گفتن او واله و بی‌چون باشیم
  8. 8 ما چو زاییده و پرورده آن دریاییم·صاف و تابنده و خوش چون در مکنون باشیم
  9. 9 ما ز نور رخ خورشید چو اجرا داریم·همچو مه تیزرو و چابک و موزون باشیم
  10. 10 به دعا نوح خیالت یم و جیحون خواهد·بهر این سابح و با چشم چو جیحون باشیم
  11. 11 همچو عشقیم درون دل هر سودایی·لیک چون عشق ز وهم همه بیرون باشیم
  12. 12 چونک در مطبخ دل لوت طبق بر طبق است·ما چرا کاسه کش مطبخ هر دون باشیم
  13. 13 وقف کردیم بر این باده جان کاسه سر·تا حریف سری و شبلی و ذاالنون باشیم
  14. 14 شمس تبریز پی نور تو زان ذره شدیم·تا ز ذرات جهان در عدد افزون باشیم

ganjoor: sh1644 · public domain