沙姆斯集› 嘎扎勒 1657› 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۶۵۷
- اندکی دانستیی از حال من گر خبر بودی شبت را از شبم
G1657:3
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 می رسد بوی جگر از دو لبم·می برآید دودها از یاربم
- 2 می بنالد آسمان از آه من·جان سپردن هر دمی شد مذهبم
- 3 اندکی دانستیی از حال من·گر خبر بودی شبت را از شبم
- 4 مکتب تعلیم عشاق آتش است·من شب و روز اندرون مکتبم
- 5 روی خود بر روی زرد من بنه·دست نه بر سینهام کاندر تبم
- 6 گفتمش گویم به گوشت یک سخن·گفت ترسم تا نسوزد غبغبم
- 7 گفتمش دور از جمالت چشم بد·چشم من نزدیک اگر چه معجبم
ganjoor: sh1657 · public domain