沙姆斯集 嘎扎勒 1662 诗联 1 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۶۶۲

  1. بوی آن خوب ختن می آیدم بوی یار سیمتن می آیدم

G1662:1

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 بوی آن خوب ختن می آیدم·بوی یار سیمتن می آیدم
  2. 2 می رسد در گوش بانگ بلبلان·بوی باغ و یاسمن می آیدم
  3. 3 درد چون آبستنان می گیردم·طفل جان اندر چمن می آیدم
  4. 4 بوی زلف مشکبار روح قدس·همچو جان اندر بدن می آیدم
  5. 5 یوسفم افتاده در چاه فراق·از شه مصر آن رسن می آیدم
  6. 6 من شهید عشقم و پرخون کفن·خونبها اندر کفن می آیدم
  7. 7 بر سرم نه آن کلاه خسروی·کان چنان شیرین ذقن می آیدم
  8. 8 سر نهادم همچو شمع اندر لگن·سر نگر کاندر لگن می آیدم
  9. 9 جان‌ها بر بام تن صف صف زدند·کان قباد صف شکن می آیدم
  10. 10 گوییا آن چنگ عشرت ساز یافت·تا نوای تن تنن می آیدم
  11. 11 گوییا ساقی جان بر کار شد·تا چنین می در دهن می آیدم
  12. 12 یا ز شعشاع عقیق احمدی·بوی رحمان از یمن می آیدم
  13. 13 یا ز بوی شمس تبریزی ز عشق·نعره‌ها بی‌خویشتن می آیدم

ganjoor: sh1662 · public domain