沙姆斯集› 嘎扎勒 1667› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۶۶۷
- عقل هم انگشت خود را می گزد زانک جان این جاست و بیجان می روم
G1667:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 من ز وصلت چون به هجران می روم·در بیابان مغیلان می روم
- 2 من به خود کی رفتمی او می کشد·تا نپنداری که خواهان می روم
- 3 چشم نرگس خیره در من ماندهست·کز میان باغ و بستان می روم
- 4 عقل هم انگشت خود را می گزد·زانک جان این جاست و بیجان می روم
- 5 دست ناپیدا گریبان می کشد·من پی دست و گریبان می روم
- 6 این چنین پیدا و پنهان دست کیست·تا که من پیدا و پنهان می روم
- 7 این همان دست است کاول او مرا·جمع کرد و من پریشان می روم
- 8 در تماشای چنین دست عجب·من شدم از دست و حیران می روم
- 9 من چو از دریای عمان قطرهام·قطره قطره سوی عمان می روم
- 10 من چو از کان معانی یک جوم·همچنین جو جو بدان کان می روم
- 11 من چو از خورشید کیوان ذرهام·ذره ذره سوی کیوان می روم
- 12 این سخن پایان ندارد لیک من·آمدم زان سر به پایان می روم
ganjoor: sh1667 · public domain