沙姆斯集 嘎扎勒 1686 诗联 10 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۶۸۶

  1. من خشک از آن شدستم تا خوش مرا بسوزی چون تو مرا بسوزی از سوختن برستم

G1686:10

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم·گفتا چگونه بندی چیزی که من شکستم
  2. 2 با وی چو شهد و شیرم هم دامنش بگیرم·اما چگونه گیرم چون من شکسته دستم
  3. 3 خود دامنش نگیرد الا شکسته دستی·اکنون بلند گردم کز جور کرد پستم
  4. 4 تا من بلند باشم پستم کند به داور·چون نیست کرد آنگه بازآورد به هستم
  5. 5 ای حلقه‌های زلفش پیچیده گرد حلقم·افغان ز چشم مستش کان مست کرد مستم
  6. 6 آمد خیال مستش مستانه حمله آورد·چندان بهانه کردم وز دست او نرستم
  7. 7 حلقه زدم به در بر آواز داد دلبر·گفتا که نیست این جا یعنی بدان که هستم
  8. 8 گفتم که بنده آمد گفت این دم تو دام است·من کی شکار دامم من کی اسیر شستم
  9. 9 گفتم اگر بسوزی جان مرا سزایم·ای بت مرا بسوزان زیرا که بت پرستم
  10. 10 من خشک از آن شدستم تا خوش مرا بسوزی·چون تو مرا بسوزی از سوختن برستم
  11. 11 هر جا روی بیایم هر جا روم بیایی·در مرگ و زندگانی با تو خوشم خوشستم
  12. 12 ای آب زندگانی با تو کجاست مردن·در سایه تو بالله جستم ز مرگ جستم

ganjoor: sh1686 · public domain