沙姆斯集› 嘎扎勒 1692› 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۶۹۲
- قاصد به خشم آید چون سوی من گراید گوید کجا گریزی من با تو کار دارم
G1692:2
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم·در سینه از نی او صد مرغزار دارم
- 2 قاصد به خشم آید چون سوی من گراید·گوید کجا گریزی من با تو کار دارم
- 3 من دوش ماه نو را پرسیدم از مه خود·گفتا پیاش دوانم پا در غبار دارم
- 4 خورشید چون برآمد گفتم چه زردرویی·گفتا ز شرم رویش رنگ نضار دارم
- 5 ای آب در سجودی بر روی و سر دوانی·گفتا که از فسونش رفتار مار دارم
- 6 ای میرداد آتش پیچان چنین چرایی·گفتا ز برق رویش دل بیقرار دارم
- 7 ای باد پیک عالم تو دل سبک چرایی·گفتا بسوزد این دل گر اختیار دارم
- 8 ای خاک در چه فکری خاموشی و مراقب·گفتا که در درونه باغ و بهار دارم
- 9 بگذر از این عناصر ما را خداست ناصر·در سر خمار دارم در کف عقار دارم
- 10 گر خواب ما ببستی بازست راه مستی·می دردهد دودستی چون دستیار دارم
- 11 خاموش باش تا دل بیاین زبان بگوید·چون گفت دل نیوشم زین گفت عار دارم
ganjoor: sh1692 · public domain