沙姆斯集 嘎扎勒 1727 诗联 13 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۲۷

  1. اگر کلیم حلیمم بدان درخت شوم وگر خلیل جلیلم در آن شرار روم

G1727:13

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 به غم فرونروم باز سوی یار روم·در آن بهشت و گلستان و سبزه زار روم
  2. 2 ز برگ ریز خزان فراق سیر شدم·به گلشن ابد و سرو پایدار روم
  3. 3 من از شمار بشر نیستم وداع وداع·به نقل و مجلس و سغراق بی‌شمار روم
  4. 4 نمی‌شکیبد ماهی ز آب من چه کنم·چو آب سجده کنان سوی جویبار روم
  5. 5 به عاقبت غم عشقم کشان کشان ببرد·همان به‌ست که اکنون به اختیار روم
  6. 6 ز داد عشق بود کار و بار سلطانان·به عشق درنروم در کدام کار روم
  7. 7 شنیده‌ام که امیر بتان به صید شده‌ست·اگر چه لاغرم سوی مرغزار روم
  8. 8 چو شیر عشق فرستد سگان خود به شکار·به عشق دل به دهان سگ شکار روم
  9. 9 چو بر براق سعادت کنون سوار شدم·به سوی سنجق سلطان کامیار روم
  10. 10 جهان عشق به زیر لوای سلطانی است·چو از رعیت عشقم بدان دیار روم
  11. 11 منم که در نظرم خوار گشت جان و جهان·بدان جهان و بدان جان بی‌غبار روم
  12. 12 غبار تن نبود ماه جان بود آن جا·سزد سزد که بر آن چرخ برق وار روم
  13. 13 اگر کلیم حلیمم بدان درخت شوم·وگر خلیل جلیلم در آن شرار روم
  14. 14 خموش کی هلدم تشنگی این یاران·مگر که از بر یاران به یار غار روم
  15. 15 جوار مفخر آفاق شمس تبریزی·بهشت عدن بود هم در آن جوار روم

ganjoor: sh1727 · public domain