沙姆斯集 嘎扎勒 1751 诗联 11 ← 上一页

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۵۱

  1. بس کن از گفت کز غبار سخن خود سخن‌بخش را نمی‌یابم

G1751:11

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 تشنهٔ خویش کن مده آبم·عاشق خویش کن ببر خوابم
  2. 2 تا شب و روز در نماز آیم·ای خیال خوش تو محرابم
  3. 3 گر خیال تو در فنا یابم·در زمان سوی مرگ بشتابم
  4. 4 بر امید خیال گوهر تو·جاذب هر مسی چو قلابم
  5. 5 بر امید مسبب‌الاسباب·رهزن کاروان اسبابم
  6. 6 رحمتی آر و پادشاهی کن·کاین فراق تو بر نمی‌تابم
  7. 7 زان همی‌گردم و همی‌نالم·که بر آب حیات دولابم
  8. 8 زان چو روزن گشاده‌ام دل و چشم·که توی آفتاب و مهتابم
  9. 9 آن زمانی که نام تو شنوم·مست گردند نام و القابم
  10. 10 آن زمانی که آتش تو رسد·بجهد این دل چو سیمابم
  11. 11 بس کن از گفت کز غبار سخن·خود سخن‌بخش را نمی‌یابم

ganjoor: sh1751 · public domain