沙姆斯集› 嘎扎勒 1754› 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۵۴
- گر جهان جملگی فنا گردد بیجهان مُلک صد جهان دارم
G1754:3
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 آتشی از تو در دهان دارم·لیک صد مُهر بر زبان دارم
- 2 دو جهان را کند یکی لقمه·شعلههایی که در نهان دارم
- 3 گر جهان جملگی فنا گردد·بیجهان مُلک صد جهان دارم
- 4 کاروانها که بار آن شِکرست·من ز مصر عدم روان دارم
- 5 من ز مستی عشق بیخبرم·که از آن سود یا زیان دارم
- 6 چشم تن بود درفِشان از عشق·تا کنون جان درفشان دارم
- 7 بند خانه نیم که چون عیسی·خانه بر چارُمآسمان دارم
- 8 شکر آن را که جان دهد تن را·گر بشد جان، جانِ جان دارم
- 9 آنچ دادهست شمس تبریزی·ز من آن جو که من همان دارم
ganjoor: sh1754 · public domain