沙姆斯集 嘎扎勒 1758 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۵۸

  1. خاک پای تو را به دست آرم تا از او کیمیا بیاموزم

G1758:7

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 در وصالت چه را بیاموزم·در فراقت چه را بیاموزم
  2. 2 یا تو با درد من بیامیزی·یا من از تو دوا بیاموزم
  3. 3 می‌گریزی ز من که نادانم·یا بیامیز یا بیاموزم
  4. 4 پیش از این ناز و خشم می‌کردم·تا من از تو جدا بیاموزم
  5. 5 چون خدا با تو است در شب و روز·بعد از این از خدا بیاموزم
  6. 6 در فراقت سزای خود دیدم·چون بدیدم سزا بیاموزم
  7. 7 خاک پای تو را به دست آرم·تا از او کیمیا بیاموزم
  8. 8 آفتاب تو را شوم ذرّه·معنی‌والضحی بیاموزم
  9. 9 کهربای تو را شوم کاهی·جذبهٔ کهربا بیاموزم
  10. 10 از دو عالم دو دیده بردوزم·این من از مصطفی بیاموزم
  11. 11 سِرّ مازاغ و ماطغی را من·جز از او از کجا بیاموزم
  12. 12 در هوایش طواف سازم تا·چون فلک در هوا بیاموزم
  13. 13 بند هستی فروگشادم تا·همچو مه بی‌قبا بیاموزم
  14. 14 همچو ماهی زره ز خود سازم·تا به بحر آشنا بیاموزم
  15. 15 همچو دل خون خورم که تا چون دل·سیر بی‌دست و پا بیاموزم
  16. 16 در وفا نیست کس تمام استاد·پس وفا از وفا بیاموزم
  17. 17 ختمش این شد که خوش‌ لقای منی·از تو خوش خوش‌ لقا بیاموزم

ganjoor: sh1758 · public domain