沙姆斯集 嘎扎勒 1796 诗联 11 ← 上一页

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۹۶

  1. تا جان بااندازه‌ات بر جان بی‌اندازه زد جانت نگنجد در بدن شمعت نگنجد در لگن

G1796:11

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن·صد حور کش داری ولی بنگر یکی داری چو من
  2. 2 قدر لبم نشناختی با من دغاها باختی·اینک چنین بگداختی حیران فی هذا الزمن
  3. 3 ای فتنه‌ها انگیخته بر خلق آتش ریخته·وز آسمان آویخته بر هر دلی پنهان رسن
  4. 4 در بحر صاف پاک تو جمله جهان خاشاک تو·در بحر تو رقصان شده خاشاک نقش مرد و زن
  5. 5 خاشاک اگر گردان بود از موج جان از جا مرو·سرنای خود را گفته تو من دم زنم تو دم مزن
  6. 6 بس شمع‌ها افروختی بیرون ز سقف آسمان·بس نقش‌ها بنگاشتی بیرون ز شهر جان و تن
  7. 7 ای بی‌خیال روی تو جمله حقیقت‌ها خیال·ای بی‌تو جان اندر تنم چون مرده‌ای اندر کفن
  8. 8 بی‌نور نورافروز او ای چشم من چیزی مبین·بی‌جان جان انگیز او ای جان من رو جان مکن
  9. 9 گفتم صلای ماجرا ما را نمی‌پرسی چرا·گفتا که پرسش‌های ما بیرون ز گوش است و دهن
  10. 10 ای سایه معشوق را معشوق خود پنداشته·ای سال‌ها نشناخته تو خویش را از پیرهن
  11. 11 تا جان بااندازه‌ات بر جان بی‌اندازه زد·جانت نگنجد در بدن شمعت نگنجد در لگن

ganjoor: sh1796 · public domain