沙姆斯集 嘎扎勒 1803 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۸۰۳

  1. ای کار جان پاک از عبث روزی جان پاک از حدث هر لحظه زاید صورتی در شهر جان بی‌مرد و زن

G1803:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 بخت نگار و چشم من هر دو نخسبد در زمن·ای نقش او شمع جهان ای چشم من او را لگن
  2. 2 چشم و دماغ از عشق تو بی‌خواب و خور پرورده شد·چون سرو و گل هر دو خورند از آب لطفت بی‌دهن
  3. 3 ای کار جان پاک از عبث روزی جان پاک از حدث·هر لحظه زاید صورتی در شهر جان بی‌مرد و زن
  4. 4 هر صورتی به از قمر شیرینتر از شهد و شکر·با صد هزاران کر و فر در خدمت معشوق من
  5. 5 حیران ملک در رویشان آب فلک در جویشان·ای دل چو اندر کویشان مست آمدی دستی بزن
  6. 6 زان ماه روی مه جبین شد چون فلک روی زمین·المستغاث ای مسلمین زین نقش‌های پرفتن

ganjoor: sh1803 · public domain