沙姆斯集 嘎扎勒 1816 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۸۱۶

  1. تلخی من خامی من خواری و بدنامی من خون دل آشامی من خاک از او بر سر من

G1816:7

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 آینه‌ای بزدایم از جهت منظر من·وای از این خاک تنم تیره دل اکدر من
  2. 2 رفت شب و این دل من پاک نشد از گل من·ساقی مستقبل من کو قدح احمر من
  3. 3 رفت دریغا خر من مرد به ناگه خر من·شکر که سرگین خری دور شده‌ست از در من
  4. 4 مرگ خران سخت بود در حق من بخت بود·زانک چو خر دور شود باشد عیسی بر من
  5. 5 از پی غربیل علف چند شدم مات و تلف·چند شدم لاغر و کژ بهر خر لاغر من
  6. 6 آنچ که خر کرد به من گرگ درنده نکند·رفت ز درد و غم او حق خدا اکثر من
  7. 7 تلخی من خامی من خواری و بدنامی من·خون دل آشامی من خاک از او بر سر من
  8. 8 شارِقِ من فارقِ من از نظرِ خالقِ من·شمع کُشی دیده کَنی در نظر و منظر من

ganjoor: sh1816 · public domain