沙姆斯集 嘎扎勒 1829 诗联 12 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۸۲۹

  1. مرده‌تر از تنم مجو زنده کنش به نور هو تا همه جان شود تنم این تن جان سپار من

G1829:12

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من·هیچ مباش یک نفس غایب از این کنار من
  2. 2 نور دو دیده منی دور مشو ز چشم من·شعله سینه منی کم مکن از شرار من
  3. 3 یار من و حریف من خوب من و لطیف من·چست من و ظریف من باغ من و بهار من
  4. 4 ای تن من خراب تو دیده من سحاب تو·ذره آفتاب تو این دل بی‌قرار من
  5. 5 لب بگشا و مشکلم حل کن و شاد کن دلم·کآخر تا کجا رسد پنج و شش قمار من
  6. 6 تا که چه زاید این شب حامله از برای من·تا به کجا کشد بگو مستی بی‌خمار من
  7. 7 تا چه عمل کند عجب شکر من و سپاس من·تا چه اثر کند عجب ناله و زینهار من
  8. 8 گفت خنک تو را که تو در غم ما شدی دوتو·کار تو راست در جهان ای بگزیده کار من
  9. 9 مست منی و پست من عاشق و می پرست من·برخورد او ز دست من هر کی کشید بار من
  10. 10 رو که تو راست کر و فر مجلس عیش نه ز سر·زانک نظر دهد نظر عاقبت انتظار من
  11. 11 گفتم وانما که چون زنده کنی تو مرده را·زنده کن این تن مرا از پی اعتبار من
  12. 12 مرده‌تر از تنم مجو زنده کنش به نور هو·تا همه جان شود تنم این تن جان سپار من
  13. 13 گفت ز من نه بارها دیده‌ای اعتبارها·بر تو یقین نشد عجب قدرت و کاربار من
  14. 14 گفتم دید دل ولی سیر کجا شود دلی·از لطف و عجایبت ای شه و شهریار من
  15. 15 عشق کشید در زمان گوش مرا به گوشه‌ای·خواند فسون فسون او دام دل شکار من
  16. 16 جان ز فسون او چه شد دم مزن و مگو چه شد·ور بچخی تو نیستی محرم و رازدار من

ganjoor: sh1829 · public domain