沙姆斯集 · G1830 · 11 联
غزل شمارهٔ ۱۸۳۰
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G1830:1 تا تو حریف من شدی ای مه دلستان منهمچو چراغ می جهد نور دل از دهان من
- G1830:2 ذره به ذره چون گهر از تف آفتاب تودل شده است سر به سر آب و گل گران من
- G1830:3 پیشتر آ دمی بنه آن بر و سینه بر برمگرچه که در یگانگی جان تو است جان من
- G1830:4 در عجبی فتم که این سایه کیست بر سرمفضل توام ندا زند کان من است آن من
- G1830:5 از تو جهان پربلا همچو بهشت شد مراتا چه شود ز لطف تو صورت آن جهان من
- G1830:6 تاج من است دست تو چون بنهیش بر سرمطره توست چون کمر بسته بر این میان من
- G1830:7 عشق برید کیسهام گفتم هی چه می کنیگفت تو را نه بس بود نعمت بیکران من
- G1830:8 برگ نداشتم دلم می لرزید برگ وشگفت مترس کآمدی در حرم امان من
- G1830:9 در برت آن چنان کشم کز بر و برگ وارهیتا همه شب نظر کنی پیش طرب کنان من
- G1830:10 بر تو زنم یگانهای مست ابد کنم تو راتا که یقین شود تو را عشرت جاودان من
- G1830:11 سینه چو بوستان کند دمدمه بهار منروی چو گلستان کند خمر چو ارغوان من
ganjoor: sh1830 · public domain