沙姆斯集 嘎扎勒 1852 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۸۵۲

  1. چه باشد خار گریان رو که چون سور بهار آید نگیرد رنگ و بوی خوش نگیرد خوی خندیدن

G1852:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم من·چو زاید آفتاب جان کجا ماند شب آبستن
  2. 2 چه باشد خار گریان رو که چون سور بهار آید·نگیرد رنگ و بوی خوش نگیرد خوی خندیدن
  3. 3 چه باشد سنگ بی‌قیمت چو خورشید اندر او تابد·که از سنگی برون ناید نگردد گوهر روشن
  4. 4 چه باشد شیر نوزاده ز یک گربه زبون باشد·چو شیر شیر آشامد شود او شیر شیرافکن
  5. 5 یکی قطره منی بودی منی انداز کردت حق·چو سیمابی بدی وز حق شدستی شاه سیمین تن
  6. 6 منی دیگری داری که آن بحر است و این قطره·قراضه است این منی تو و آن من هست چون معدن
  7. 7 منی حق شود پیدا منی ما فنا گردد·بسوزد خرمن هستی چو ماه حق کند خرمن
  8. 8 گرفتم دامن جان را که پوشیده‌ست تشریفی·که آن را نی گریبان است و نی تیریز و نی دامن
  9. 9 قبای اطلس معنی که برقش کفرسوز آمد·گر این اطلس همی‌خواهی پلاس حرص را برکن
  10. 10 اگر پوشیدم این اطلس سخن پوشیده گویم بس·اگر خود صد زبان دارم نگویم حرف چون سوسن
  11. 11 چنین خلعت بدش در سر که نامش کرد مدثر·شعارش صورت نیر دثارش سیرت احسن

ganjoor: sh1852 · public domain