沙姆斯集 嘎扎勒 1857 诗联 10 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۸۵۷

  1. دلت را هر زمان نقشی تنت یک نقش افسرده از آن افسرده‌ای که تو بر آنی نه‌ای با این

G1857:10

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین·درون مدرسه حجره به پهلوی شهاب‌الدین
  2. 2 پیاده قاضیم می‌خوان درون محکمه قاصد·و یا خود داعی سلطان دعاها را کنم آمین
  3. 3 بدین حیله بگنجانی در آن خانه ربابی را·که نامم را بگردانی نهی نامم فلان‌الدین
  4. 4 که خلقان صورت و نامند مثال میوهٔ خامند·کی از جانشان خبر باشد که آن تلخ است یا شیرین
  5. 5 وگر حال آورد قاضی سماعش آرزو آید·رباب خوب بنوازم سماعی آرمش شیرین
  6. 6 ز آواز سماع من اقنجی هم شود زنده·سر از تربت برون آرد بکوبد پا کند تحسین
  7. 7 کفن را اندراندازد قوال‌انداز مستانه·از آن پس مردگان یک یک برون آیند هم در حین
  8. 8 عجب نبود که صورت‌ها بدین آواز برخیزند·که صورت‌های عشق تو درونت زنده شد می‌بین
  9. 9 ز مردم آن به کار آید کی زنده می‌شود در تو·و باقی تن غباری دان که پیدا می‌شود از طین
  10. 10 دلت را هر زمان نقشی تنت یک نقش افسرده·از آن افسرده‌ای که تو بر آنی نه‌ای با این
  11. 11 مرا گوید یکی صورت منم اصل غزل واگو·خمش کردم نشاید داد این خاتم به هر گرگین

ganjoor: sh1857 · public domain