沙姆斯集 嘎扎勒 1900 诗联 13 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۰۰

  1. اگر گویند ماه روزه آمد نیابی جام جان افزای مستان

G1900:13

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 بیا ای مونس جان‌های مستان·ببین اندیشه و سودای مستان
  2. 2 بیا ای میر خوبان و برافروز·ز شمع روی خود سیمای مستان
  3. 3 نمی‌آیی سر از طاقی برون کن·ببین این غلغل و غوغای مستان
  4. 4 بیا ای خواب مستان را ببسته·گشا این بند را از پای مستان
  5. 5 همه شب می رود تا روز ای مه·به اهل آسمان هیهای مستان
  6. 6 همی‌گویند ما هم زو خرابیم·چنین است آسمان پس وای مستان
  7. 7 فرشته و آدمی دیوان و پریان·ز تو زیر و زبر چون رای مستان
  8. 8 کلاه جمله هشیاران ربودند·در این بازارگه چه جای مستان
  9. 9 میفکن وعده مستان به فردا·توی فردا و پس فردای مستان
  10. 10 چو مستان گرد چشمت حلقه کردند·کی بنشیند دگر بالای مستان
  11. 11 شنیدم چرخ گردون را که می گفت·منم یک لقمه از حلوای مستان
  12. 12 شنیدم از دهان عشق می گفت·منم معشوقه زیبای مستان
  13. 13 اگر گویند ماه روزه آمد·نیابی جام جان افزای مستان
  14. 14 بگو کان می ز دریاهای جان است·که جان را می دهد سقای مستان
  15. 15 همه مولای عقلند این غریب است·که عقل آمد که من مولای مستان
  16. 16 چو فرمان موقع داشت رویش·کشید ابروی او طغرای مستان
  17. 17 همه مستان نبشتند این غزل را·به خون دل ز خون پالای مستان

ganjoor: sh1900 · public domain