沙姆斯集 嘎扎勒 1914 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۱۴

  1. من از قندم مرا گویی ترش شو تو ماشی را بگیر و لوبیا کن

G1914:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 اگر خواهی مرا می در هوا کن·وگر سیری ز من رفتم رها کن
  2. 2 نیم قانع به یک جام و به صد جام·دوساله پیش تو دارم قضا کن
  3. 3 بده می گر ننوشم بر سرم ریز·وگر نیکو نگفتم ماجرا کن
  4. 4 من از قندم مرا گویی ترش شو·تو ماشی را بگیر و لوبیا کن
  5. 5 سر خم را به کهگل هین مبندا·دل خم را برآور دلگشا کن
  6. 6 مرا چون نی درآوردی به ناله·چو چنگم خوش بساز و بانوا کن
  7. 7 اگر چه می زنی سیلیم چون دف·که آوازی خوشی داری صدا کن
  8. 8 چو دف تسلیم کردم روی خود را·بزن سیلی و رویم را قفا کن
  9. 9 همی‌زاید ز دف و کف یک آواز·اگر یک نیست از همشان جدا کن
  10. 10 حریف آن لبی ای نی شب و روز·یکی بوسه پی ما اقتضا کن
  11. 11 تو بوسه باره‌ای و جمله خواری·نگیری پند اگر گویم سخا کن
  12. 12 شدی ای نی شکر ز افسون آن لب·ز لب ای نیشکر رو شکرها کن
  13. 13 نه شکر است این نوای خوش که داری·نوای شکرین داری ادا کن
  14. 14 خموش از ذکر نی می باش یکتا·که نی گوید که یکتا را دو تا کن

ganjoor: sh1914 · public domain