沙姆斯集 嘎扎勒 1925 诗联 11 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۲۵

  1. ویرانه ز توست چون تو رفتی معمور شود به عدل سلطان

G1925:11

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 بازآمد آستین فشانان·آن دشمن جان و عقل و ایمان
  2. 2 غارتگر صد هزار خانه·ویران کن صد هزار دکان
  3. 3 شورنده صد هزار فتنه·حیرتگه صد هزار حیران
  4. 4 آن دایه عقل و آفت عقل·آن مونس جان و دشمن جان
  5. 5 او عقل سبک کجا رباید·عقلی خواهد چو عقل لقمان
  6. 6 او جان خسیس کی پذیرد·جانی خواهد چو بحر عمان
  7. 7 آمد که خراج ده بیاور·گفتم که چه ده دهی است ویران
  8. 8 طوفان تو شهرها شکست است·یک ده چه زند میان طوفان
  9. 9 گفتا ویران مقام گنج است·ویرانه ماست ای مسلمان
  10. 10 ویرانه به ما ده و برون رو·تشنیع مزن مگو پریشان
  11. 11 ویرانه ز توست چون تو رفتی·معمور شود به عدل سلطان
  12. 12 حیلت مکن و مگو که رفتم·اندر پس در مباش پنهان
  13. 13 چون مرده بساز خویشتن را·تا زنده شوی به روح انسان
  14. 14 گفتی که تو در میان نباشی·آن گفت تو هست عین قرآن
  15. 15 کاری که کنی تو در میان نی·آن کرده حق بود یقین دان
  16. 16 باقی غزل به سر بگوییم·نتوان گفتن به پیش خامان
  17. 17 خاموش که صد هزار فرق است·از گفت زبان و نور فرقان

ganjoor: sh1925 · public domain