沙姆斯集 嘎扎勒 1933 诗联 9 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۳۳

  1. جغد است قلاوز و همه راه در هر قدمی هزار ویران

G1933:9

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 برخیز و صبوح را برنجان·ای روی تو آفتاب رخشان
  2. 2 جان‌ها که ز راه نو رسیدند·بر مایده قدیم بنشان
  3. 3 جان‌ها که پرید دوش در خواب·در عالم غیب شد پریشان
  4. 4 هر جان به ولایتی و شهری·آواره شدند چون غریبان
  5. 5 مرغان رمیده را فرازآر·حراقه بزن صفیر برخوان
  6. 6 هرچ آوردند از ره آورد·بیخود کنشان و جمله بستان
  7. 7 زیرا هر گل که برگ دارد·او بر نخورد از این گلستان
  8. 8 عقلی باید ز عقل بیزار·خوش نیست قلاوزی زحیران
  9. 9 جغد است قلاوز و همه راه·در هر قدمی هزار ویران
  10. 10 ای باز خدا درآ به آواز·از کنگره‌های شهر سلطان
  11. 11 این راه بزن که اندر این راه·خفت اشتر و مست شد شتربان

ganjoor: sh1933 · public domain