沙姆斯集 嘎扎勒 1934 诗联 14 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۳۴

  1. ترکیت به از خراج بلغار هر سن سن تو هزار رهزن

G1934:14

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 از ما مرو ای چراغ روشن·تا زنده شود هزار چون من
  2. 2 تا بشکفد از درون هر خار·صد نرگس و یاسمین و سوسن
  3. 3 بر هر شاخی هزار میوه·در هر گل تر هزار گلشن
  4. 4 جان شب را تو چون چراغی·یا جان چراغ را چو روغن
  5. 5 ای روزن خانه را چو خورشید·یا خانه بسته را چو روزن
  6. 6 ای جوشن را چو دست داوود·یا رستم جنگ را چو جوشن
  7. 7 خورشید پی تو غرق آتش·وز بهر تو ساخت ماه خرمن
  8. 8 نستاند هیچ کس به جز تو·تاوان بهار را ز بهمن
  9. 9 از شوق تو باغ و راغ در جوش·وز عشق تو گل دریده دامن
  10. 10 ای دوست مرا چو سر تو باشی·من غم نخورم ز وام کردن
  11. 11 روزی که گذر کنی به بازار·هم مرد رود ز خویش و هم زن
  12. 12 وان شب که صبوح او تو باشی·هم روح بود خراب و هم تن
  13. 13 ترکی کند آن صبوح و گوید·با هندوی شب به خشم سن سن
  14. 14 ترکیت به از خراج بلغار·هر سن سن تو هزار رهزن
  15. 15 گفتی که خموش من خموشم·گر زانک نیاریم به گفتن
  16. 16 ور گوش رباب دل بپیچی·در گفت آیم که تن تنن تن
  17. 17 خاکی بودم خموش و ساکن·مستم کردی به هست کردن
  18. 18 هستی بگذارم و شوم خاک·تا هست کنی مرا دگر فن
  19. 19 خاموش که گفت نیز هستی است·باش از پی انصتواش الکن

ganjoor: sh1934 · public domain