沙姆斯集 嘎扎勒 1945 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۴۵

  1. خاک را و خاکیان را این همه جوشش ز چیست ریخت بر روی زمین یک جرعه از خمار من

G1945:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من·هر چه دل واله کند آن پرتو دلدار من
  2. 2 خاک را و خاکیان را این همه جوشش ز چیست·ریخت بر روی زمین یک جرعه از خمار من
  3. 3 هر که را افسرده دیدی عاشق کار خود است·منگر اندر کار خویش و بنگر اندر کار من
  4. 4 در بهاران گشت ظاهر جمله اسرار زمین·چون بهار من بیاید بردمد اسرار من
  5. 5 چون به گلزار زمین خار زمین پوشیده شد·خارخار من نماند چون دمد گلزار من
  6. 6 هر کی بیمار خزان شد شربتی خورد از بهار·چون بهار من بخندد برجهد بیمار من
  7. 7 چیست این باد خزانی آن دم انکار تو·چیست آن باد بهاری آن دم اقرار من

ganjoor: sh1945 · public domain