沙姆斯集 嘎扎勒 1959 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۵۹

  1. هر که را جست او به رحمت وارهید از جست و جو هر که را گفت آن مایی وارهید از ما و من

G1959:5

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن·زلف او دعوی کند کاینک رسن بازی رسن
  2. 2 عقل گوید گوهرم گوهر شکستن شرط نیست·عشق گوید سنگ ما بستان و بر گوهر بزن
  3. 3 سنگ ما گوهر شکست و حیف هم بر سنگ ماست·حیف هم بر روح باشد گر شدش قربان بدن
  4. 4 این نه بس دل را که دلبر دست در خونش کند·این نه بس بت را که باشد چون خلیلش بت شکن
  5. 5 هر که را جست او به رحمت وارهید از جست و جو·هر که را گفت آن مایی وارهید از ما و من
  6. 6 آن لبی کانگشت خود لیسید روزی زان عسل·وصف آن لب را چه گویم کان نگنجد در دهن
  7. 7 هر که صحرایی بود ایمن بود از زلزله·هر که دریایی بود کی غم خورد از جامه کن
  8. 8 کی سلیمان را زیان شد گر شد او ماهی فروش·اهرمن گر ملک بستد اهرمن بد اهرمن
  9. 9 گر بشد انگشتری انگشت او انگشتری است·پرده بود انگشتری کای چشم بد بر وی مزن
  10. 10 چشم بد خود را خورد خود ماه ما زان فارغ است·شمع کی بدنام شد گر نور او بستد لگن

ganjoor: sh1959 · public domain