沙姆斯集› 嘎扎勒 1978› 诗联 9 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۷۸
- یک شبی تا روز دف را تو بزن بر نام او کز جمال یوسفی دف تو شد چون پیرهن
G1978:9
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من·ان عشقی مثل خمر ان جسمی مثل دن
- 2 مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن·چون زنی بر نام شمس الدین تبریزی بزن
- 3 نام شمس الدین به گوشت بهتر است از جسم و جان·نام شمس الدین چو شمع و جان بنده چون لگن
- 4 مطربا بهر خدا تو غیر شمس الدین مگو·بر تن و جان وصف او بنواز تن تن تن تنن
- 5 نام شمس الدین چو شمعی همچو پروانه بسوز·پیش آن چوگان نامش گوی جان را درفکن
- 6 تا شود این جان تو رقاص سوی آسمان·تا شود این جان پاکت پرده سوز و گام زن
- 7 شمس دین و شمس دین و شمس دین می گو و بس·تا ببینی مردگان رقصان شده اندر کفن
- 8 مطربا گرچه نیی عاشق مشو از ما ملول·عشق شمس الدین کند مر جانت را چون یاسمن
- 9 یک شبی تا روز دف را تو بزن بر نام او·کز جمال یوسفی دف تو شد چون پیرهن
- 10 ناگهان آن گلرخم از گلستان سر برزند·پیش آن گل محو گردد گلستانهای چمن
- 11 لالهها دستک زنان و یاسمین رقصان شده·سوسنک مستک شده گوید چه باشد خود سمن
- 12 خارها خندان شده بر گل بجسته برتری·سنگها تابان شده با لعل گوید ما و من
ganjoor: sh1978 · public domain