沙姆斯集 嘎扎勒 1990 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۹۰

  1. جبرئیل است مگر باد و درختان مریم دست بازی نگر آن سان که کند شوهر و زن

G1990:6

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطن·شد ز تبدیل خدا لایق گلزار فطن
  2. 2 نوبهاری است خدا را جز از این فصل بهار·که در او مرده نماند وثنی و نه وثن
  3. 3 ز نسیمش شود آن جغد به از باز سپید·بهتر از شیر شود از دم او ماده زغن
  4. 4 زنده گشتند و پی شکر دهان بگشادند·بوسه‌ها مست شدند از طرب بوی دهن
  5. 5 دست دستان صبا لخلخه را شورانید·تا بیاموخت به طفلان چمن خلق حسن
  6. 6 جبرئیل است مگر باد و درختان مریم·دست بازی نگر آن سان که کند شوهر و زن
  7. 7 ابر چون دید که در زیر تتق خوبانند·برفشانید نثار گهر و در عدن
  8. 8 چون گل سرخ گریبان ز طرب بدرانید·وقت آن شد که به یعقوب رسد پیراهن
  9. 9 چون عقیق یمنی لب دلبر خندید·بوی رحمان به محمد رسد از سوی یمن
  10. 10 چند گفتیم پراکنده دل آرام نیافت·جز بدان جعد پراکنده آن خوب زمن
  11. 11 شمس تبریز برآ تیغ بزن چون خورشید·تیغ خورشید دهد نور به جان چو مجن

ganjoor: sh1990 · public domain