沙姆斯集› 嘎扎勒 1995› 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۹۵
- خود چه باشد تر و خشک حیوانی و نبات مه نبات و حیوان و مه زمین مادرشان
G1995:7
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان·اینک آن پردگیانی که خرد چادرشان
- 2 همچو اندیشه به هر سینه بود مسکنشان·همچو خورشید به هر خانه فتد لشکرشان
- 3 نظر اولشان زنده کند عالم را·در نظر هیچ نگنجد نظر دیگرشان
- 4 ای بسا شب که من از آتششان همچو سپند·بودهام نعره زنان رقص کنان بر درشان
- 5 گر تو بو می نبری بوی کن اجزای مرا·بو گرفتهست دل و جان من از عنبرشان
- 6 ور تو بس خشک دماغی به تو بو می نرسد·سر بنه تا برسد بر تو دماغ ترشان
- 7 خود چه باشد تر و خشک حیوانی و نبات·مه نبات و حیوان و مه زمین مادرشان
- 8 همه عالم به یکی قطره دریا غرقند·چه قدر خورد تواند مگس از شکرشان
ganjoor: sh1995 · public domain