沙姆斯集 嘎扎勒 1999 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۹۹

  1. مر تو را عاشق دل داده و غمخوار بسی است جان و سر قصد سر این دل غمخواره مکن

G1999:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن·جان پی پاره بگیر و جگرم پاره مکن
  2. 2 مر تو را عاشق دل داده و غمخوار بسی است·جان و سر قصد سر این دل غمخواره مکن
  3. 3 نظر رحم بکن بر من و بیچارگیم·جز تو ار چاره گری هست مرا چاره مکن
  4. 4 پیش آتشکده عشق تو دل شیشه گر است·دل خود بر دل چون شیشه من خاره مکن
  5. 5 هر دمی هجر ستمکار تو دم می دهدم·هر دمم دم ده بی‌باک ستمکاره مکن
  6. 6 تن پربند چو گهواره و دل چون طفل است·در کنارش کش و وابسته گهواره مکن
  7. 7 پیش خورشید رخت جان مرا رقصان دار·همچو شب جان مرا بند هر استاره مکن
  8. 8 ز دغل عالم غدار دو صد سر دارد·سر من در سر این عالم غداره مکن
  9. 9 صد چو هاروت و چو ماروت ز سحرش بسته‌ست·مر مرا بسته این جادوی سحاره مکن
  10. 10 خمر یک روزه این نفس خمار ابد است·هین مرا تشنه این خاین خماره مکن
  11. 11 لعب اول چو مرا بست میفزا بازی·ز آنچ یک باره شدم مات تو ده باره مکن
  12. 12 جمله عیاری ناسوت ز لاهوت تو است·تو دگر یاری این کافر عیاره مکن

ganjoor: sh1999 · public domain