沙姆斯集 嘎扎勒 201 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۱

  1. اما چنین نماید کاینک تمام شد چون ترک گوید «اشپو» مرد رونده را

G201:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما·ناچار گفتنی‌ست تمامی ماجرا
  2. 2 والله ز دور آدم تا روز رستخیز·کوته نگشت و هم نشود این درازنا
  3. 3 اما چنین نماید کاینک تمام شد·چون ترک گوید «اشپو» مرد رونده را
  4. 4 اشپوی ترک چیست که نزدیک منزلی·تا گرمی و جلادت و قوت دهد تو را
  5. 5 چون راه رفتنی‌ست توقف هلاکت‌ست·چونت قنق کند که بیا خرگه اندرآ
  6. 6 صاحب‌مروتی‌ست که جانش دریغ نیست·لیکن گرت بگیرد ماندی در ابتلا
  7. 7 بر ترک ظن بد مبر و متهم مکن·مستیز همچو هندو بشتاب همرها
  8. 8 کان جا در آتش است سه نعل از برای تو·وان جا به گوش تست دل خویش و اقربا
  9. 9 نگذارد اشتیاق کریمان که آب خوش·اندر گلوی تو رود ای یار باوفا
  10. 10 گر در عسل نشینی تلخت کنند زود·ور با وفا تو جفت شوی گردد آن جفا
  11. 11 خاموش باش و راه رو و این یقین بدان·سرگشته دارد آب غریبی چو آسیا

ganjoor: sh201 · public domain