沙姆斯集 · G204 · 9 联
غزل شمارهٔ ۲۰۴
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G204:1 سر به گریب اندَرَست صوفی اسرار راتا چه برآرد ز غیب عاقبت کار را
- G204:2 می که به خُمِ حقست راز دلش مطلقستلیک بر او همدقست عاشق بیدار را
- G204:3 آب چو خاکی بُده باد در آتش شدهعشق به هم برزده خیمهٔ این چار را
- G204:4 عشق که چادرکشان در پی آن سرخوشانبر فلک بینشان نور دهد نار را
- G204:5 حلقهٔ این در مزن لاف قلندر مزنمرغ نهای پر مزن قیر مگو قار را
- G204:6 حرف مرا گوش کن بادهٔ جان نوش کنبیخود و بیهوش کن خاطر هشیار را
- G204:7 پیش ز نفیِ وجود خانهٔ خَمار بودقبلهٔ خود ساز زود آن در و دیوار را
- G204:8 مست شود نیکمست از میِ جام الستپر کن از میپَرست خانهٔ خمار را
- G204:9 دادِ خداوند دین شمسِ حقست این ببینای شده تبریز چین آن رخ گلنار را
ganjoor: sh204 · public domain