沙姆斯集 嘎扎勒 2064 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۶۴

  1. بار دگر شیرِ عشق پنجه خونین گشاد تشنه خون گشت باز این دل سگسار من

G2064:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 باز فروریخت عشق از در و دیوار من·باز بِبُرید بند، اشتر کین دار من
  2. 2 بار دگر شیرِ عشق پنجه خونین گشاد·تشنه خون گشت باز این دل سگسار من
  3. 3 باز سر ماه شد نوبت دیوانگی است·آه که سودی نکرد دانش بسیار من
  4. 4 بار دگر فتنه زاد جمره دیگر فتاد·خواب مرا بست باز دلبر بیدار من
  5. 5 صبر مرا خواب برد عقل مرا آب برد·کار مرا یار برد تا چه شود کار من
  6. 6 سلسله عاشقان با تو بگویم که چیست·آنک مسلسل شود طره دلدار من
  7. 7 خیز دگربار خیز، خیز که شد رستخیز·مایه صد رستخیز شور دگربار من
  8. 8 گر ز خزان گُلْسِتان چون دل عاشق بسوخت·نک رخ آن گُلْسِتان، گلشن و گلزار من
  9. 9 باغ جهان سوخته باغ دل افروخته·سوخته اسرار باغ ساخته اسرار من
  10. 10 نوبت عشرت رسید ای تن محبوس من·خلعت صحت رسید ای دل بیمار من
  11. 11 پیر خرابات هین از جهت شکر این·رو گرو مِی‌ بنه خرقه و دستار من
  12. 12 خرقه و دستار چیست این نه ز دون همتی است·جان و جهان جرعه‌ای است از شه خمار من
  13. 13 داد سخن دادمی سوسن آزادمی·لیک ز غیرت گرفت دل ره گفتار من
  14. 14 شکر که آن ماه را هر طرفی مشتری است·نیست ز دلال گفت رونق بازار من
  15. 15 عربده قال نیست حاجت دلال نیست·جعفر طرار نیست جعفر طیار من

ganjoor: sh2064 · public domain