沙姆斯集 嘎扎勒 2066 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۶۶

  1. عقل همه عاقلان خیره شود چون رسد لیلی و مجنون من ویسه و رامین من

G2066:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 باز برآمد ز کوه خسرو شیرین من·باز مرا یاد کرد جان و دل و دین من
  2. 2 سوره یاسین بسی خواندم از عشق و ذوق·زان که مرا خوانده بود سوره یاسین من
  3. 3 عقل همه عاقلان خیره شود چون رسد·لیلی و مجنون من ویسه و رامین من
  4. 4 در حسد افتاده‌ایم دل به جفا داده‌ایم·جنگ که می‌افکند یار سخن‌چین من
  5. 5 او نگذارد که خلق صلح کنند و وفا·تازه کند دم به دم کین تو و کین من
  6. 6 گوید کای عاشقان رحم میارید هیچ·در کُشش همدگر از پی آیین من
  7. 7 یا رب و آمین بسی کردم و جستم امان·آه که می‌نشنود یارب و آمین من
  8. 8 گوید تو کار خویش می‌کن و من کار خویش·این بُده‌ست از ازل یاسه پیشین من
  9. 9 کار من آن کت زنم کار تو افغان گری·عید منم طبل تو سخره تکوین من
  10. 10 بنده این زاریم عاشق بیماریم·کاو نرود آن زمان از سر بالین من
  11. 11 راست رود سوی شه جان و دلم همچو رخ·گرچه کند کژروی طبع چو فرزین من
  12. 12 درگذر از تنگ من ای من من ننگ من·دیده شدی آن من گر نبدی این من
  13. 13 بس کن ای شهسوار کز حجب گفت تو·نقد عجب می‌برد دزد ز خرجین من

ganjoor: sh2066 · public domain