沙姆斯集 · G2067 · 7 联
غزل شمارهٔ ۲۰۶۷
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G2067:1 ای هوس عشق تو کرده جهان را زبونخیرهٔ عشقت چو من، این فلکِ سرنگون
- G2067:2 میدر و میدوز تو، میبر و میسوز توخون کن و میشوی تو، خون دلم را به خون
- G2067:3 چونک ز تو خاستهست، هر کژ تو راست استلیک بتا راست گو، نیست مقام جنون؟
- G2067:4 دوش خیال نگار، بعدِ بسی انتظارآمد و من در خمار، یا رب چون بود چون
- G2067:5 خواست که پر واکُند، روی به صحرا کندباز مرا میفریفت از سخن پرفسون
- G2067:6 گفتم: "والله که نی، هیچ مساز این بناگر عجمی "رفت، نیست" ور عربی "لایکون"
- G2067:7 در دل شب آمدی، نیک عجب آمدیچون برِ ما آمدی نیست رهایی کنون
ganjoor: sh2067 · public domain