沙姆斯集› 嘎扎勒 2067› 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۶۷
- میدر و میدوز تو، میبر و میسوز تو خون کن و میشوی تو، خون دلم را به خون
G2067:2
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون·خیرهٔ عشقت چو من، این فلکِ سرنگون
- 2 میدر و میدوز تو، میبر و میسوز تو·خون کن و میشوی تو، خون دلم را به خون
- 3 چونک ز تو خاستهست، هر کژ تو راست است·لیک بتا راست گو، نیست مقام جنون؟
- 4 دوش خیال نگار، بعدِ بسی انتظار·آمد و من در خمار، یا رب چون بود چون
- 5 خواست که پر واکُند، روی به صحرا کند·باز مرا میفریفت از سخن پرفسون
- 6 گفتم: "والله که نی، هیچ مساز این بنا·گر عجمی "رفت، نیست" ور عربی "لایکون"
- 7 در دل شب آمدی، نیک عجب آمدی·چون برِ ما آمدی نیست رهایی کنون
ganjoor: sh2067 · public domain