沙姆斯集 嘎扎勒 2083 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۸۳

  1. چو طفل بیهده گوید نه مادر مشفق پی ادب لب او را فروبرد سوزن

G2083:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 اگر سزای لب تو نبود گفته من·برآر سنگ گران و دهان من بشکن
  2. 2 چو طفل بیهده گوید نه مادر مشفق·پی ادب لب او را فروبرد سوزن
  3. 3 دو صد دهان و جهان از برای عز لبت·بسوز و پاره کن و بردران و برهم زن
  4. 4 چو تشنه‌ای دود استاخ بر لب دریا·نه موج تیغ برآرد ببردش گردن
  5. 5 غلام سوسنم ایرا که دید گلشن تو·ز شرم نرگس تو ده زبانش شد الکن
  6. 6 ولیک من چو دفم چون زنی تو کف بر من·فغان کنم که رخم را بکوب چون هاون
  7. 7 مرا ز دست منه تا سماع گرم بود·بکش تو دامن خود از جهان تردامن
  8. 8 بلی ز گلشن معنی است چشم‌ها مخمور·ولیک نغمه بلبل خوش است در گلشن
  9. 9 اگر تجلی یوسف برهنه خوبتر است·دو چشم باز نگردد مگر به پیراهن
  10. 10 اگر چه شعشعه آفتاب جان اصل است·بر آن فلک نرسیده‌ست آدمی بی‌تن
  11. 11 خمش که گر دهنم مرده شوی بربندد·ز گور من شنوی این نوا پس مردن

ganjoor: sh2083 · public domain