沙姆斯集› 嘎扎勒 2085› 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۸۵
- سؤال کردم از چرخ و گردش کژ او گزید لب که رها کن حدیث بیسر و بن
G2085:2
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 به صلح آمد آن ترک تند عربده کن·گرفت دست مرا گفت تکری یرلغسن
- 2 سؤال کردم از چرخ و گردش کژ او·گزید لب که رها کن حدیث بیسر و بن
- 3 بگفتمش که چرا میکند چنین گردش·بگفت هیزم تر نیست بیصداع دتن
- 4 بگفتمش خبر نو شنیدهای او گفت·حدیث نو نرود در شکاف گوش کهن
- 5 بلندهمتی و چشم تنگ ترک مرا·اگر تو واقف رازی بیا و شرح بکن
- 6 نه چشم تنگ خسیسم ولیک ره تنگ است·ز نرگسان دو چشمم به سوی او ره کن
ganjoor: sh2085 · public domain