沙姆斯集› 嘎扎勒 2109› 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۰۹
- قلزم مهری که کناریش نیست قطره آن الفت مرد است و زن
G2109:2
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 ای تو پناه همه روز محن·بازسپردم به تو من خویشتن
- 2 قلزم مهری که کناریش نیست·قطره آن الفت مرد است و زن
- 3 شیر دهد شیر به اطفال خویش·شاه بگوید به گدا کیمسن
- 4 بلک شود آتش دایه خلیل·سرمه یعقوب شود پیرهن
- 5 نور بد و شد بصر از آفتاب·آب بنوشد ز ثری یاسمن
- 6 بلک کشد از بت سنگین غذا·با همه کفرش به عبادت شمن
- 7 قهر کند دایگی از لطف تو·زهر دهد دایه چو آری تو فن
- 8 گردد ابریشم بر کرم گور·حله شود بر تن مؤمن کفن
- 9 بس کن از این شرح و خمش کن که تا·بلبل جان خطبه کند بر فنن
ganjoor: sh2109 · public domain