沙姆斯集 嘎扎勒 2118 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۱۸

  1. میش هر دم همی‌گوید که آب خضر را درکش رخش هر لحظه می‌گوید که گلزار مخلد بین

G2118:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 می تلخی که تلخی‌ها بدو گردد همه شیرین·بت چینی که نگذارد که افتد بر رخ ما چین
  2. 2 میش هر دم همی‌گوید که آب خضر را درکش·رخش هر لحظه می‌گوید که گلزار مخلد بین
  3. 3 زبان چرب او کارد درختانی پر از زیتون·لب شیرین او خواند به افسون سوره والتین
  4. 4 ایا من عشق خدیه یذیب الف حور العین·هواه کاشف البلوی کعسق او یاسین
  5. 5 شعاع وجهه یعلو علی شمس الضحی نورا·کمال ساده الوافی یفوق الطور فی المتکین
  6. 6 فکم من عاشق اردی مقال الحب زر غبا·و کم من میت احیا محیاه کیوم الدین
  7. 7 همی‌گوید مگو چیزی وگر نی هست تمییزی·که زنده کردمی هر دم هزاران مرده زین تلقین
  8. 8 سکوتی عند احرار غدا کشاف اسرار·وراء الحرف معلوم بیان النور فی التعیین
  9. 9 چو می‌گوید بگو حاجت دهد گوشی بدین امت·که او ناگفته دریابد چو گوش غیب گو آمین
  10. 10 سکتنا یا صبا نجد فبلغ انت ما تدری·و ترجم ما کتمناه لاهل الحی حتی حین

ganjoor: sh2118 · public domain