沙姆斯集 嘎扎勒 2135 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۳۵

  1. در هر صبوحی بلبلان افغان کنان چون بی‌دلان بر پرده‌های واصلان در روضه خضرای تو

G2135:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو·پیمانه خون شفق پنگان خون پیمای تو
  2. 2 ای میل‌ها در میل‌ها وی سیل‌ها در سیل‌ها·رقصان و غلتان آمده تا ساحل دریای تو
  3. 3 با رفعت و آهنگ مه مه را فتد از سر کله·چون ماه رو بالا کند تا بنگرد بالای تو
  4. 4 در هر صبوحی بلبلان افغان کنان چون بی‌دلان·بر پرده‌های واصلان در روضه خضرای تو
  5. 5 ای جان‌ها دیدارجو دل‌ها همه دلدارجو·ای برگشاده چارجو در باغ باپهنای تو
  6. 6 یک جو روان ماء معین یک جوی دیگر انگبین·یک جوی شیر تازه بین یک جو می حمرای تو
  7. 7 تو مهلتم کی می‌دهی می بر سر می می‌دهی·کو سر که تا شرحی کنم از سرده صهبای تو
  8. 8 من خود کی باشم آسمان در دور این رطل گران·یک دم نمی‌یابد امان از عشق و استسقای تو
  9. 9 ای ماه سیمین منطقه با عشق داری سابقه·وی آسمان هم عاشقی پیداست در سیمای تو
  10. 10 عشقی که آمد جفت دل شد بس ملول از گفت دل·ای دل خمش تا کی بود این جهد و استقصای تو
  11. 11 دل گفت من نای ویم نالان ز دم‌های ویم·گفتم که نالان شو کنون جان بنده سودای تو
  12. 12 انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم·حمدا لعشق شامل بگرفته سر تا پای تو

ganjoor: sh2135 · public domain