沙姆斯集 嘎扎勒 214 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۴

  1. هوا چو حاقن گردد به چاه زهر شود ببین ببین چه زیان کرد از درنگ هوا

G214:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا·نه رنج اره کشیدی نه زخم‌های جفا
  2. 2 نه آفتاب و نه مهتاب نور بخشیدی·اگر مقیم بدندی چو صخره صما
  3. 3 فرات و دجله و جیحون چه تلخ بودندی·اگر مقیم بدندی به جای چون دریا
  4. 4 هوا چو حاقن گردد به چاه زهر شود·ببین ببین چه زیان کرد از درنگ هوا
  5. 5 چو آب بحر سفر کرد بر هوا در ابر·خلاص یافت ز تلخی و گشت چون حلوا
  6. 6 ز جنبش لهب و شعله چون بماند آتش·نهاد روی به خاکستری و مرگ و فنا
  7. 7 نگر به یوسف کنعان که از کنار پدر·سفر فتادش تا مصر و گشت مستثنا
  8. 8 نگر به موسی عمران که از بر مادر·به مدین آمد و زان راه گشت او مولا
  9. 9 نگر به عیسی مریم که از دوام سفر·چو آب چشمه حیوان‌ست یحیی الموتی
  10. 10 نگر به احمد مرسل که مکه را بگذاشت·کشید لشکر و بر مکه گشت او والا
  11. 11 چو بر براق سفر کرد در شب معراج·بیافت مرتبه قاب قوس او ادنی
  12. 12 اگر ملول نگردی یکان یکان شمرم·مسافران جهان را دو تا دو تا و سه تا
  13. 13 چو اندکی بنمودم بدان تو باقی را·ز خوی خویش سفر کن به خوی و خلق خدا

ganjoor: sh214 · public domain