沙姆斯集 嘎扎勒 2144 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۴۴

  1. گیر که قحط است جهان نیست دگر کاسه و نان ای شه پیدا و نهان کیله و انبار تو کو

G2144:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کو·گر دو جهان بتکده شد آن بت عیار تو کو
  2. 2 گیر که قحط است جهان نیست دگر کاسه و نان·ای شه پیدا و نهان کیله و انبار تو کو
  3. 3 گیر که خار است جهان گزدم و مار است جهان·ای طرب و شادی جان گلشن و گلزار تو کو
  4. 4 گیر که خود مرد سخا کشت بخیلی همه را·ای دل و ای دیده ما خلعت و ادرار تو کو
  5. 5 گیر که خورشید و قمر هر دو فروشد به سقر·ای مدد سمع و بصر شعله و انوار تو کو
  6. 6 گیر که خود جوهریی نیست پی مشتریی·چون نکنی سروریی ابر گهربار تو کو
  7. 7 گیر دهانی نبود گفت زبانی نبود·تا دم اسرار زند جوشش اسرار تو کو
  8. 8 هین همه بگذار که ما مست وصالیم و لقا·بی‌گه شد زود بیا خانه خمار تو کو
  9. 9 تیز نگر مست مرا همدل و هم دست مرا·گر نه خرابی و خرف جبه و دستار تو کو
  10. 10 برد کلاه تو غری برد قبایت دگری·روی تو زرد از قمری پشت و نگهدار تو کو
  11. 11 بر سر مستان ابد خارجیی راه زند·شحنگیی چون نکنی زخم تو کو دار تو کو
  12. 12 خامش ای حرف فشان درخور گوش خمشان·ترجمه خلق مکن حالت و گفتار تو کو

ganjoor: sh2144 · public domain